سيب سرخ حوا !!!
سلام
گاهی اوقات آدم يه اشتباهايی مرتکب می شه که در تمام مراحل زندگيش هر لحظه که ياد اون اشتباه می افته پشيمونی همه وجودش رو پر می کنه ... حاضره همه دارو ندارش رو بده ولی بتونه زمان رو برگردونه به عقب و از يه مسير ديگه حرکت کنه... قضيه سيب سرخ حوا ست. موقع خوردن لذت داره ولی ...
اين اشتباها کوچيک و بزرگ دارن... بعضی هاشون در حد يه خطای سهويه که با گذشت زمان فراموش می شن و اثری از اونا باقی نمن مونه ... ولی بعضی هاشون اونقدر بزرگند که آدم هر لحظه تصور می کنه همه زندگيش از همون نقطه نشت کرده، فنا شده و الان از همه چی تهی شده ... اين اشتباهات رو نمی شه کاريش کرد ( خدا صبر بده!!!) ... ولی بعضی از همين اشتباها اثرشون در حد يه خراش تو زندگی آدم باقی می مونه ... درد نداره ولی جاش برای هميشه باقی می مونه و چه بهتر که اصلا اين خراش ها ايجاد نمی شدن !!! در کل همشون يه ويژگی مشترک دارن !
" مثل يه سيب سرخ، خوشمزه هستن "
عقل سالم حکم می کنه که اگه می دونی آخر يه جاده طولانی به يه بن بست ختم می شه، بيخودی پا نشی شال و کلاه کنی و راه بيفتی به اميد اين که شايد يه معجزه اين بار اين جاده رو به بهشتی که تو می خواهی منتهی کنه ... ولی نمی دونم چرا آدما دوست دارن نصف بيشتر عمرشون رو به امتحان کردن و آزمايش کردن درستی چيزايی که قبلا برای ديگران اثبات شده، بگذرونن غافل از اين که عمر بشر اجازه نمی ده همه چيز رو امتحان کنه ... خيلی چيزا رو بايد از کسانی که قبولشون داريم، بپذيريم ... بدبختی اينجاست که آدما سمج تر از اين چيزان ... همه دوست دارن يه بار هم که شده افتادن تو يه چاه، پرت شدن از يه پرتگاه و حتی خوردن ميوه ممنوع رو امتحان کنن!!!
با اين سيبی که خورده شده چيکار می شه کرد؟؟؟؟
اينا رو بي خيال : چهارشنبه سوری مبارک !