سلام

اين بار بعد از یه غیبت 2 ماهه برگشتم!!! این 2 ماه خیلی جالب بود! هر روزش پر از اتفاقاتی بود که به نحوی ازش جا می خوردم!!!

قبلا یه چیزایی در مورد فاصله بین "من" ها و "تو" ها نوشته بودم. ولی شاید اون روز به اندازه امروز بهش معتقد نبودم.

 

تو این مدت یه جورایی مجبور شدم آدمای بیشتری رو ببینم و با آدمای جورواجوری برخورد داشته باشم.

 

الان به این ایمان دارم که فاصله بین همه "من" ها و "تو" ها به اندازه تک تک کلماتی است که تو دلشون نگه می دارن و به زبون نمی یارن!

شاید "کلمه" خیلی پیش تر از "آدم" به دنیا اومده باشه!!! کلمه ها هر نوع مرزی رو از بین می برن و فاصله ها رو تعیین می کنن.

معمولا آدما به هر چی بیشتر فکر کنن، به هرچی بیشتر بها بدن، براش بیشتر فداکاری کنن و برای بدست آوردنش همه کائنات رو به کمک بطلبن و ....، همونو به دست می­آرن.

اگه کلمات رو برای محافظت از غرورشون تو دلشون حفظ کنن، در نهایت از تموم ثروت های دنیا فقط یه چیز براشون باقی می مونه! یه غرور دست نخورده و یه مشت "کلمه" هایی که یادشون رفته کی باید ازشون استفاده کنن.

ولی اگه کلمات رو خرج کنن، شاید غرورشون گاهی اوقات خدشه دار بشه ولی در عوض یه دنیا و آدماش می تونن جایگزین اون کلمات بشن و حتی گاهی اوقات از غرورش هم محافظت می کنن.

 

فاصله بین "من" و "تو" زاییده تمام حرفای نگفته ی بین "من " و "تو" است.