تبليغاتX
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
دفتر خاطرات قفل شکسته !

نمی دونم فرق قضاوت کردن با عاقلانه فکر کردن چيه! بايد در مورد هر چيزی و هر اتفاقی عاقلانه فکر کرد ولی از طرف ديگه نبايد قضاوت کرد!

 

خيلی سخته در مورد ديگران قضاوت نکنی! وقتی رفتاری رو از کسی به چشم می بينی و يا خصوصيتی رو از کسی باور داری، خيلی سخته که تو ذهنت براش يه طبقه­بندی جديد ايجاد نکنی و از دريچه اون طبقه نگاهش نکنی! سخته آدم بتونه برای خودش حد و مرزی بين عاقلانه سنجيدن و قضاوت نکردن ايجاد کنه!

ولی اگه دقت کنيم کسانی می­تونن کمتر توهين کنن، کمتر عصبانی بشن، کمتر کينه به دل بگيرن و بيشتر برای تعدادی از اطرافيونشون احترام قایل باشن که هيچ وقت قضاوت نمی کنن.

مثل نشستن سر جلسه امتحانه! سرت بايد تو برگه خودت باشه، حتی در مورد چيزايی که می­دونی نبايد با کسی حرف بزنی، اگه يواشکی چشمت افتاد به برگه بغل دستيت حق نداری جواب هاشو بخونی و بهش بگی که درست نوشته يا غلط! حتی پيش خودت هم حق نداری فکر کنی که بغل دستيت درست نوشته يا غلط...

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 11:30  توسط سحر  |